انواع روشهای موازنه کردن واکنش شیمیایی

واکنشهاي شيميايي را مي توان به صورت معادله هايي نوشت و در آن از نمادهاي شيميايي عنصرها براي نمايش دادن آنها استفاده کرد. بر طبق قانون پايستگي جرم تعداد اتمهاي هر عنصر بايد در دو طرف معادله يکسان باشد يعني معادله بايد موازنه باشد.

ضرورت موازنه

 فرض کنید که تمامی اتم ها در طبیعت بدون هیچ اصولی و کاملا" تصادفی با هم ترکیب شوند . در این صورت ، چه مشکلاتی برای ما به وجود می آمد ؟ نایاب شدن اکسیژن برای ادامه ی حیات ، نایاب شدن کربن دی اکسید ، نایاب شدن تمام گازهایی که در تنفس و یا حیات گیاهان و جانوران نقش دارند ،عدم وجود لایه ی اوزون و . . .

در طبیعت ، تمامی اتم ها با اصول و قاعده ی مشخصی با یکدیگر ترکیب می شوند . این موضوع علاوه بر اینکه باعث می شوند انواع محدودی از اتم ها با هم ترکیب ، سبب این می شوند که ما بتوانیم در آزمایشگاه ترکیبات مورد نیاز را بسازیم .

موازنه بودن اتم ها در طبیعت ، یکی از عوامل با قاعده ترکیب شدن اتم ها با یک دیگر در طبیعت می باشد.

  

معادله ی موازنه شده

طبق قانون پایستگی انرژی در یک واکنش شیمیایی ، نه اتمی به وجود می آید و نه از بین می رود . بنا بر این در یک واکنش شیمیایی تعداد واکنش دهنده ها ( طرف چپ واکنش ) و فر آورده ها ( طرف راست واکنش ) یکسان اند . به چنین معادله هایی  معادله ی موازنه شده می گویند.      

موازنه کردن معادله يک واکنش شيميايي

براي موازنه کردن يک معادله ي شيميايي بايستي ضرايب مناسبي براي واکشن دهنده ها و فرآورده ها انتخاب کرد تا تعداد اتمهاي هر عنصر در دو طرف معادله واکنش برابر شود. براي اين منظور چنين عمل مي کنيم:

1- ابتدا معادله ي واکنش را با استفاده از نمادها و فرمولهاي شيميايي مي نويسيم.

2- ترکيبي را که بيشترين تعداد اتم را دارد انتخاب کرده و موازنه را از عنصري در اين ترکيب آغاز مي کنيم که بيشترين تعداد اتمها را دارد. اين عنصر نبايد H  يا O باشد.

3- ابتدا اتمهاي H و سپس  O  را موازنه مي کنيم.

4- مراحل ۲ و ۳ را تکرار مي کنيم تا تعداد اتمهاي هر عنصر در دو طرف معادله برابر باشد.

5- بر طبق قرارداد ضرايب بکار رفته در معادله واکنش بايستي کوچکترين عدد صحيح (غيرکسري ) باشند.

در مورد يونهاي چند اتمي مانند ،PO4-2 , SO4-2 وغيره بايد آنها را به صورت يک مجموعه يا ترکيب در نظر گرفت مثلاً تعداد کل بنيان4-2  SO را در دو طرف موازنه مي کنيم.

در موازنه ی یک فرمول شیمیایی با ید 3  نکته را در نظر بگیریم :

1. برای موازنه ، به هیچ وجه نمی توان زیر وند ها را تغییر داد . بنابر این برای موازنه کردن دو اتم در  یک واکنش شیمیایی تنها راه ، گذاشتن ضریب برای آن اتم می باشد.

2. ضرایبی را که در معادله قرار می دهیم ، نباید کسری باشند.

3. برای گذاشتن ضرایب در معادله ، باید کوچکترین عدد صحیح انتخاب شود.

در ضمن ضریب ، اگر برای اولین اتم با شد ، قبل از آن یعنی در اول واکنش می آید اما اگر در اواسط معادله ( چه در واکنش دهنده و چه در فراورده )  باشد ، بعد از علامت "+ " می آید.

 

موازنه واکنشهای اکسایش ـ کاهش

واژه ی اکسایش ، ابتدا در مورد واکنش هایی به کار گرفته می شد که در آنها مواد با اکسیژن ترکیب می شدند ، و کاهش نیز به صورت حذف یک اکسیژن از یک ترکیب اکسیژن دار تعریف می شد . اما معنی این واژه ها به تدریج گسترش یافت . امروزه ، اکسایش و کاهش ، بر مبنای تغییر عدد اکسایش تعریف می شوند . اکسایش فرآیندی است که در آن عدد اکسایش یک اتم افزایش می یابد و کاهش فرایندی است که در آن عدد اکسایش یک اتم کاهش می یابد . برای مثال در واکنش زیر اتم S اکسیده شده ( پس کاهنده است ) و اتم O کاهیده شده ( پس اکسنده است ) است . چون که عدد اکسایش اتم S از صفر به 4+ و عدد اکسایش اتم O از صفر به 2- تغییر کرده است .

S+O_2 o SO_2

 

و همچنین واکنش زیر شامل اکسایش ـ کاهش نیست ، چونکه عدد اکسایش هیچ اتمی تغییر نکرده است :

SO_2 + H_2 O o H_2 SO_3

 

معمولاً موازنه واکنش هایی که شامل اکسایش ـ کاهش که کاکس نامیده می شود ، دشوارتر از موازنه ی واکنش هایی است که شامل اکسایش ـ کاهش نیست . برای موازنه ی واکنش های اکسایش ـ کاهش از دو روش متداول استفاده می شود :

   1. روش یون ـ الکترون

   2. روش عدد اکسایش

روش یون ـ الکترون

واکنشهایی که در آنها مبادله الکترون انجام می‌گیرد، مثالهای واضحی از واکنشهای اکسایش-کاهش هستند. در واکنش سدیم و کلر، الکترون والانس اتم سدیم به کلر منتقل می‌شود:

برای یونهای ساده، عدد اکسایش برابر بار یون است. بنابراین، از دست دادن الکترون نوعی اکسایش و گرفتن الکترون نوعی کاهش است. این معادله را می‌توان به دو معادله جزئی که هر یک نماینده یک نیم واکنش است، تقسیم کرد.

برای موازنه معادلات اکسایش-کاهش به روش یون- الکترون، از معادلات جزئی استفاده می‌شود. یک معادله جزئی برای نشان دادن اکسایش (که در آن الکترون از دست می‌رود)و معادله جزئی دیگر برای نشان دادن کاهش (که در آن الکترون بدست می‌آید) مورد استفاده قرار می‌گیرد. معادله نهایی از ترکیب دو معادله جزئی حاصل می‌شود، به گونه‌ای که تعداد الکترونی که ماده اکسید شده از دست می‌دهد، برابر تعداد الکترونی باشد که ماده کاهش یافته، بدست می‌آورد.

در موازنه معادلات


برچسب‌ها:

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 23 شهریور 1392 | 11:56 | نویسنده : gach | ارسال نظر(0)

 



کانی‌ عبارت از عنصر یا ترکیبات شیمیایی همگنی است که بطور طبیعی در زمین یافت می‌شود. ترکیب شیمیایی کانی‌ها معین است، و معمولا متبلورند. خواص فیزیکی کانی‌ها در حدود مشخص ممکن است تغییر کند. هر کانی دارای مشخصات ویژه و انحصاری مانند سیستم تبلور ، سختی ، کلیواژ ، جرم مخصوص ، رنگ و... می‌باشد. در بعضی از کانی‌ها ، اتم بعضی از عناصر ساختمان بلوری قابل تعویض با اتم‌های هم اندازه از عناصر دیگر می‌باشد. به عنوان مثال می‌توان جانشینی آهن و منیزیم بجای هم در پیروکسن‌ها را نام برد.

 


برچسب‌ها:

تاريخ : شنبه 23 شهریور 1392 | 09:41 | نویسنده : gach | ارسال نظر(0)

رخه رسوبگذاری، چین خوردگی و فرسایش  


سنگهای رسوبی :

سنگهای که در اثر فشرده شدن و سیمانی شدن مواد حاصل از فرسایشو هوازدگی بوجود می ایند.   

سنگهای رسوبی از نظر درصد حجمی نسبت به سنگهای آذرین و دگرگونی کمتر ولی از نظر گسترش سطحی فراوان تر است.

سنگهای رسوبی اکثرا لایه لایه است و ضخامت آنها کمتر از یک سانتی متر تا بیشتر از یک متر است. 

این سنگها غالبا دارای آثار فسیلی است ودر تعیین تاریخچه زمین دخالت دارند.

شواهد موجود در سنگها :

این شواهد به دو دسته است:

1- شواهد آلی 2- شواهد غیر آلی

این شواهد در تعیین زیر و روی لایه و برای تفسیر شرایط آب و هوائی و غیره دخالت دارند.      

این شواهد شامل فسیلها ، ترکهای گلی ، آثار موجودات ، ناپیوستگی ،گسلها و پیشروی و پسروی است.      

فسیلها :

آثار و بقایای موجودات گذشته که در سنگها به جای مانده اند ، فسیل نامیده میشود.

از فسیلها در تعیین سن ، تشخیص آب و هوای گذ شته و ارتباط بین لایه های رسوبی استفاده می شود.  

اثر خزیدن


اثر تغذیه

 

ناپیوستگی ها:

عبارتست از قطع شدگی در توالی لایه های سنگ ها از نظر چینه شناسی که بر اثر آن لایه های سنگ های جدید تر روی سنگ های قدیمی تر طوری قرار می گیرند که معرف توالی واقعی لایه ها نیست و منعکس کننده وقفه در رسوبگذاری است.

هیاتوس:

هیاتوس عبارتست از مدت زمان زمین شناسی که طی آن رسوبگذاری انجام نشده است.

گسل ها:

گسل نوعی شکستگی در سنگ هاست که بر اثر فشار یا کشش در آنها بوجود می آید. در یک گسل طرفین سطح شکستگی یا سطح گسل نسبت به هم جابجا می شوند.




ترکهای گلی:

رسوبات رسی تازه ته نشین شده اکر در معرض هوا قرار بگیرند روی سطح آنها در اثر از دست دادن آب ترک خوردگی مشاهده می شود، بدین ترکها اصطلاحا ترک گلی می نامند. 

جهت شیار ترکها سمت بالای لایه را نشان می دهد. پس از طریق ترکهای گلی میتوان بالا و پایین لایه را تشخیص داد.     

 


برچسب‌ها:

تاريخ : شنبه 23 شهریور 1392 | 09:40 | نویسنده : gach | ارسال نظر(0)

 

 

 فتو ژئولوژی


-1 عکسهای هوایی و عکسهای ماهواره‌ای:

  عکسهایی که با هواپیما یا ماهواره از سطح زمین برداشته می‌شود به عکسهای هوایی و ماهواره‌ای معروف‌اند.

 استفاده از عکسهای هوایی به منظور:

کسب اطلاعات زمین‌شناسی، یعنی فتوژئولوژی،‌ در کشف مواد و منابع معدنی و سوختنی زمین

مطالعات زمین‌شناسی مهندسی

        تهیه نقشه‌های عمومی زمین‌شناسی، کشاورزی، هواشناسی، حفظ محیط زیست، امور نظامی

  -2 انواع عکسهای هوایی:

  عکسهای هوایی را بر اساس میزان تمایل محور نوری دوربین از خط شاقولی به انواع: 

       عکس هوای قائم

عکس هوایی کم مایل

عکس هوایی خیلی مایل

  الف: عکس هوایی قائم

  محور نوری دوربین به طور قائم یعنی در خط شاقولی قرار دارد.

 
 

 

شکل 1-1 عکس هوایی قائم

الف: ارتباط بین فیلم منفی، عدسی، عکس مثبت و زمین را نشان می‌دهد. نقطه P روی زمین، که به نام سمت القدم زمینی معروف است، مستقیماً زیر دوربین قرار دارد. نقطه P در عکس به نام نقطه اصلی یا مرکز عکس نامیده می‌شود.

ب: عکس هوایی قائم از یک شبکه مربعی همراه با شیارهای حاشیه عکس را نشان می‌دهد.

       


   

  شکل 1-2 در عکسهای هوایی قائم، سمت القدم زمینی و نقطه اصلی بر هم منطبق‌اند

کاربرد اصلی عکسهای هوایی قائم:

      تهیه نقشه از عوارض زمین‌شناسی در صحرا

      تصویری کلی از عوارض زمین‌شناسی و قابلیت دسترسی به یک ناحیه

      بررسی رخنمون واحدهای سنگی (سازندها) و ساختارهای زمین‌شناسی

      مشاهده نمای واضحی از درختان، راههای مالرو، آبراهها و عوارض بزرگ و کوچک

 

ویژگیهای عکسهای هوایی قائم:

            امتداد محور نوری دوربین عکسبرداری منطبق بر خط شاقولی و عمود بر سطح برداشت است.

      نقطه شاقولی و مرکز عسکهای هوایی کاملا بر یکدیگر منطبق‌اند.

      منطقه‌ای که به وسیله این عکسها پوشش داده می‌شوند، شکل مربع یا مربع مستطیل دارند.

      سطح تصویری عکسهای هوایی قائم و منطقه پوشش داده شده در مقایسه با انواع دیگر کم وسعت‌تر است.

      جهت تغییر مقیاس، به صورت شعاعی، ازمرکز عکس به سمت حاشیه آن است.

      امتداد، بعد و مسافت در عکسهای هوایی قائم در مناطق نسبتاً هموار دقت قابل قبولی دارند.

 


برچسب‌ها:

تاريخ : شنبه 23 شهریور 1392 | 09:38 | نویسنده : gach | ارسال نظر(0)

 

شبکه آندوپلاسمی بزرگترین اندامک داخل سلولی محسوب می‌شود. فضای داخل شبکه آندوپلاسمی لومن نام دارد و در سال 1964 توسط آنشلیم نامگذاری شد. این فضا که اغلب همگن است از ماده زمینه‌ای سیتوپلاسمی ، تراکم کمتری دارد و می‌تواند وسیع شده و حفره‌هایی را بوجود آورد. فضای داخل شبکه آندوپلاسمی یا لومن با فضای بین دو غشایی هسته نیز ارتباط دارد.

غشای خارجی هسته با شبکه آندوپلاسمی دانه‌دار ارتباط دارد. غشای شبکه آندوپلاسمی شباهت زیادی به غشای سیتوپلاسمی دارد. با این اختلاف که ضخامت کمتری دارد و مقدار پروتئین آن بیشتر از مقدار لیپید است. استخراج لیپیدهای غشای پلاسمایی موجب در هم ریختن ساختمان پلاسمالم می‌گردد. ولی استخراج لیپیدهای غشای شبکه آندوپلاسمی موجب درهم ریختن آن نمی‌شود.

 

تصویر

 

انواع شبکه آندوپلاسمی

شبکه آندوپلاسمی دانه‌دار یا خشن یا (Rough ER)

دانه‌های متصل به RER ریبوزومها هستند. این بخش در سنتز پروتئین بخصوص پروتئینهای ترشحی و در پردازش بعدی آن شرکت دارند. سلولهای ترشحی جانوران شبکه آندوپلاسمی دانه‌دار توسعه یافته‌ای دارند ولی در سلولهای گیاهی این شبکه گسترش کمتری دارد. در مجاورت هسته و بخشهای خارجی سیتوپلاسم یا مجاور غشای سیتوپلاسمی شبکه آندوپلاسمی دانه‌دار بیشتر وجود دارد.

شبکه آندوپلاسمی صاف یا نرم (Smooth ER)

این شبکه فاقد ریبوزوم بوده ، ادامه شبکه آندوپلاسمی دانه‌دار است. در نواحی میانی سیتوپلاسم شبکه آندوپلاسمی صاف و حفره‌ای بیشتر است. از وظایف شبکه آندوپلاسمی صاف می‌توان سنتز چربیها ، هیدرولز گلوکز- 6 فسفات و متابولیسم گزنوبیوتیکها یا مواد آلی خارجی مانند حشره کشها را نام برد. در سلولهایی که متابولیسم چربیها در آن روی می‌دهد و سلولهای عضلانی SER گسترش بیشتری دارد. SER واجد ناحیه‌ای موسوم به Transition است که از این ناحیه وزیکول‌های حاوی مواد از ER جدا و به دستگاه گلژی فرستاده می‌شود.

لاملای حلقوی

دارای تشکیلات ریبوزوم و سیسترنا است و بر اثر یکی شدن وزیکولهای مشتق از غشای هسته منافذی بین آنها باقی می‌ماند وجود ریبوزوم نشان دهنده شرکت آنها در سنتز پروتئین است.

شبکه سارکوپلاسم

حالت تخصص یافته شبکه آندوپلاسمی در سلولهای عضلانی است و در تنظیم یون کلسیم درون سلولها شرکت می‌کند در حالت انبساط عضله یونهای کلسیم درون شبکه سارکوپلاسم ذخیره و در هنگام انقباض وارد سیتوپلاسم سلول عضلانی می‌گردد.

عوامل موثر در اتصال ریبوزومها به شبکه آندوپلاسمی

  • وجود گلیکوپروتئین خاصی به نام ریبوفورین I و II: این گلیکو پروتیئن که به عنوان گیرنده ریبوزوم در غشای شبکه آندوپلاسمی قرار دارد. ریبوفورین علاوه بر اتصال به زیر واحد بزرگ ریبوزوم نقش آنزیمی نیز دارد. ریبوفورین در عرض غشای شبکه آندوپلاسمی قرار دارد که سمت سیتوزولی آن جایگاه اتصال زیر واحد بزرگ ریبوزوم است و سمت لومنی آن فعالیت آنزیمی دارد.
     
  • وجود پیوندهای الکتروستاتیک بین زیر واحد بزرگ ریبوزوم با غشای RER: بارهای مثبت پروتئینهای موجود در غشا شبکه آندوپلاسمی با بارهای منفی گروههای فسفات موجود در rRNAهای زیر واحد بزرگ ریبوزوم پیوند الکتروستاتیکی برقرار می‌کنند. محلولهای غلیظ نمکی این نیروها را خنثی و موجب جدا شدن ریبوزومها از RER می‌شود.
     
  • زنجیره‌های پپتیدی در حال تشکیل بوسیله ریبوزومها: این مهمترین عامل اتصال ریبوزوم به شبکه آندوپلاسمی است. زنجیره پلی پپتید در حال تشکیل بوسیله ریبوزوم با واسطه پپتید نشان از جایگاه ویژه‌ای به فضای درونی یا لومن شبکه آندوپلاسمی نفوذ می‌کند و موجب برقراری اتصال ریبوزوم با غشای شبکه آندوپلاسمی می‌شود.


 

تصویر

 

چگونگی سنتز پروتئینهای ترشحی

هم ریبوزومهای آزاد و هم انواع متصل به شبکه آندوپلاسمی در سنتز پروتئین فعال می‌باشند. ریبوزومهای آزاد عمدتا پروتئینهای سیتوزولی و پروتئینهای متعلق به اندامکها (به استثنای لیزوزوم) را می‌سازند. از طرفی بخش عمده بیوسنتز پروتئینهای انتیگرال غشایی ، پروتئینهای ترشحی و پروتئینهای لیزوزومی بوسیله ریبوزومهای متصل به شبکه آندوپلاسمی صورت می‌گیرد. این پروتئینها در انتهای N زنجیره پلی پپتیدی خود واجد توالی هیدروفوبی شامل 13 تا 36 آمینو اسید هستند که پپتید نشانه نامیده می‌شوند.

بطور کلی مراحل آغازی بیوسنتز پروتئینهای ترشحی ، غشایی و لیزوزومی نیز بوسیله ریبوزومهای آزاد صورت می‌گیرد و زمانی که زنجیره پلی پپتیدی به طول 80 آمینو اسید ساخته شد و به محض آن که پپتید نشانه از ریبوزوم بیرون زد کمپلکس SRP به ریبوزوم وصل می‌شود و فرایند سنتز پروتئین را موقتا مهار می‌کند. بعد از مهار موقتی سنتز پروتئین SRP مجموعه mRNA - ریبوزوم – زنجیره پلی پپتیدی تازه ساخت را بر روی شبکه آندوپلاسمی هدایت می‌کند و خود با گیرنده‌اش یعنی پروتئین داکینگ در شبکه آندوپلاسمی وصل می‌شود.

زیر واحد بزرگ ریبوزوم نیز به پروتئین اینتگرال غشایی ریبوفورین وصل می‌شود. در این هنگام با استفاده از انرژی که از هیدرولیز GTP به GDP و P_i آزاد می‌شود SRP از گیرنده‌اش جدا می‌شود و در این مرحله پروتئین داکینگ به از سر گیری مجدد سنتز پروتئین و همینطور عبور انتهای N پلی‌پپتید در حال رشد از غشا به درون لومن ER کمک می‌کند.

پپتید نشانه اندکی بعد از ورود به لومن شبکه آندوپلاسمی بوسیله آنزیمی موسوم به سیگنال پپتیداز که در غشای شبکه آندوپلاسمی و در بخش لومنی مستقر است حذف می‌گردد. محصول ترجمه mRNA پروتئین‌های ترشحی به صورت پری پرو پروتئین مانند پری پرو انسولین است که دارای پپتید نشانه است. بعد از حذف پپتید نشانه بوسیله سیگنال پپتیداز به پرو پروتئین مانند پرو انسولین تبدیل می‌شود که پس از پردازش و برش نهایی به پروتئین بالغ مانند انسولین تبدیل می‌شود. حذف پپتید نشانه که با تبدیل پری پرو پروتئین به پرو پروتئین انجام می‌گیرد در لومن شبکه آندوپلاسمی و بوسیله آنزیم سیگنال پپتیداز انجام می‌شود.

میکروزوم

هنگام جداسازی اندامکهای مختلف سلولها که با استفاده از اولتراسانتریفوگاسیون صورت می‌گیرد قطعاتی از سیستم غشایی درون سلولی خرد و جدا می‌شوند، به صورت حفره‌های غشایی کوچکی در می‌آیند که آنها را میکروزوم می‌نامند. میکروزومها قطعاتی از سیستم واکوئلی ، قطعات شبکه آندوپلاسمی صاف و دانه‌دار و دستگاه گلژی است. میکروزومها در سلولهای زنده و سالم دیده نمی‌شوند، بلکه نتیجه قطعه قطعه شدن قسمتهایی از سیستم غشایی درون سلولی است.

سیستم انتقال الکترون شبکه آندوپلاسمی

این سیستم در شبکه آندوپلاسمی صاف بویژه در سلولهای کبدی و غدد فوق کلیوی وجود دارد. چندین نوع آنزیم که هر کدام برای یک سوبسترا یا یک گروه از سوبستراهای ویژه هستند در غشای شبکه آندوپلاسمی می‌باشند که با سیستم انتقال الکترون مربوط به سیتوکروم P_ 450 مرتبط هستند. در این سیستم انتقال الکترون NADPH و NADH به عنوان عوامل الکترون دهنده و سیتوکرومها و فلاوپروتئین به عنوان ناقلین الکترون عمل می‌کنند ولی این انتقال الکترون با سنتز ATP همراه نیست.

اعمال شبکه آندوپلاسمی

دخالت در متابولیسم قندها

آنزیم گلوکز 6 – فسفاتاز در سطح داخلی یا سطح لومنی غشای شبکه آندوپلاسمی قرار دارد و گروه فسفات را از کربن شماره 6 گلوکز جدا می‌کنند. گلوکز را به فضای درونی شبکه و گروه فسفات را به سوی سیتوزول هدایت می‌کند. همچنین با وجود آنزیم گلیکوزیل ترانسفراز در شبکه آندوپلاسمی بخشی از گلیکوزیلاسیون پلی‌پپتیدها و لیپیدها در این محل صورت می‌گیرد.

دخالت در متابولیسم لیپیدها

عده‌ای از آنزیمهای سنتز کننده اسیدهای چرب در شبکه آندوپلاسمی بخصوص شبکه آندوپلاسمی صاف وجود دارد که تری گلیسریدها ، گلیکولیپیدها و استروئیدها را می‌سازند. همچنین آنزیمهای تجزیه کننده چربیها نیز در ER وجود دارد.

دخالت در متابولیسم پروتئینها

در قسمت درونی شبکه آندوپلاسمی پپتیدازها وجود دارند. همچنین آنزیم اکسید کننده اسید آمینه مانند سرین اکسیداز شناخته شده است. مرحله اول گلیکوزیلاسیون یا انتقال الیگوساکاریدها به پروتئین در شبکه آندوپلاسمی صورت می‌گیرد. این شبکه با داشتن ریبوزوم در سنتز پروتئینها بخصوص پروتئینهای ترشحی نقش دارند. عمل افزودن سولفات به پروتئینها و یا لیپیدها در شبکه آندوپلاسمی و دستگاه گلژی صورت می‌گیرد.

 

تصویر

 

دخالت در جابجایی مواد (ترکیبات قندی و پروتئینی)

عبور دادن زنجیره پلی پپتید در حال تشکیل به درون شبکه ، پمپ کلسیم به درون شبکه ، عبور دادن گلوکز به درون شبکه مربوط به انتقال عرضی می‌باشد. انتقال امواج الکتریکی درون سلولی با انتقال بار الکتریکی بخصوص در سلولهای عصبی و عضلانی.

عمل سم زدایی

  • با الحاق UDB- گلوکورونیک اسید به متابولیتهای سمی آنها را بی‌خطر می‌کند. سموم ابتدا بوسیله سیتوکوروم P_ 450 کبدی هیدروکسید می‌شود که به این ترتیب حلالیت آنها در فاز آبی بالا می‌رود. سپس به منظور دفع در کبد به اسید گلوکورونیک وصل می‌شود.

تجزیه هموگلوبین خون

شبکه آندوپلاسمی سلولهای کبدی در جداسازی گروه هم از گلوبین نقش دارد.

غیر اشباع کردن اسیدهای چرب

تبدیل مولکولهای آبگریز به مولکول‌های آب دوست ، تغییر در استروئیدها و فعال کردن کارسینوژن‌ها از واکنشهای اکسیداسیون شبکه آندوپلاسمی است. یکی دیگر از اعمال شبکه آندوپلاسمی ذخیره مواد در شبکه سارکوپلاسمیک می‌باشد.


برچسب‌ها:

تاريخ : شنبه 23 شهریور 1392 | 09:35 | نویسنده : gach | ارسال نظر(0)
 

 

هسته محل ذخيره اطلاعات ژنتيکي و مرکز کنترل سلول يوکاريوتي است. محتويات هسته در يوکاريوت ها توسط غشاي هسته احاطه شده است و اندامکي به نام هسته را بوجود آورده است. ولي چون سلول هاي پروکاريوتي فاقد غشاي هسته هستند بدون هسته محسوب مي ‌شوند.

اطلاعات اوليه

هسته در سال 1831 توسط Robert Brown در سلول هاي اپيدرمي ثعلبيان کشف شد و به عنوان بخشي متراکم، پايدار و موجود در همه سلول ها در نظر گرفته شد. هسته يک ساختار فشرده با پيچ و تاب هاي زيادي را داراست و با پروتئين همراه مي‌ باشد. به چنين مجموعه فشرده‌اي همراه با پروتئين، کروماتين مي‌گويند. هسته واجد غشاي دو لايه‌اي موسوم به پوشش هسته‌اي است و در اين پوشش حفره‌ ها يا روزنه ‌هايي موسوم به منفذ پيچيده هسته‌اي است که از طريق آن ها عمل تبادل مواد بين هسته و سيتوپلاسم انجام مي ‌گيرد. براي بررسي ساختمان عمومي هسته مي ‌توان از ميکروسکوپ نوري و ميکروسکوپ الکتروني استفاده کرد.

شکل و محل و تعداد هسته در سلول ها
 
هسته در بيشتر سلول ها کروي يا بيضوي است. در سلول هاي پارانشيمي بالغ گياهان عدسي شکل، در سلول هاي عضلاني مخطط جانوران و سلول هاي پرو کامبيومي گياهان استوانه‌اي شکل، در سلول هاي آبکش بالغ و سلول هاي انگل زده چند بخشي است. در عده‌اي از سلول ها هسته چند بخشي است مثل گويچه هاي سفيد خون چند هسته‌اي و يا سلول هاي استئوکلاست(استخوان خوار). در بيشتر سلول ها هسته در مرکز قرار دارد. در سلول هاي گياهي به علت رشد واکو‌ئل ها، هسته در کنار غشا قرار مي ‌گيرد و در سلول هاي عضلاني مخطط هسته در بخش هاي کناري قرار دارد. در جلبک استابولاريا هسته در بخش ريزوئيدي(ريشه نما) يا مجاور با آن قرار دارد. اغلب سلول ها داراي يک هسته هستند. با وجود اين برخي جانداران ابتدايي و يا سلول هاي جانداران پيشرفته بيش از يک هسته دارند. براي مثال حدود 20 درصد از سلول هاي کبدي و يا عده زيادي از سلول هاي ريسه قارچ ها دو هسته‌اي هستند. سلول هاي عضلاني مخطط ساختمان سنوسيتي دارند يعني در يک سيتوپلاسم مشترک چندين هسته پراکنده است. اين سلول ها ابتدا يک هسته‌اي بوده‌اند که به دليل تقسيمات مکرر هسته بدون آن که سيتوپلاسم تقسيم شود به حالت سنوسيتي درآمده‌اند. نسبت حجم هسته به حجم سيتوپلاسم را نسبت نوکلئوپلاسمي مي ‌گويند. اين نسبت براي سلول هايي که در يک مرحله رشد و در شرايط مشابه باشند ثابت است. هسته شامل پوشش هسته‌اي، شيره هسته، اسکلت هسته‌اي، کروماتين و بالاخره هستک مي ‌باشد.

پوشش هسته‌اي

اطراف هسته سلول هاي يوکاريوتي را پوشش هسته‌اي شامل غشاي بيروني، غشاي دروني، فضاي بين دو غشا و منافذ هسته‌اي پوشانيده است.

غشاي بيروني
 
از دو لايه فسفوليپيدي و پروتئين هاي پراکنده در بين آن ها تشکيل شده است که شباهت زيادي به غشاي شبکه آندوپلاسمي دارد و در سطح آن ريبوزوم ها قرار گرفته‌اند. بخش هايي از غشاي بيروني با شبکه آندوپلاسمي دانه‌دار، پيوستگي دارد و منشا غشاي هسته نيز از شبکه آندوپلاسمي دانه‌دار است.

فضاي بين دو غشا
 
فضاي بين دو غشاي يا فضاي دور هسته‌اي فضايي به وسعت 60 تا 100 آنگستروم است که وسعت آن در همه جاي پوشش هسته‌اي يکنواخت نيست. در برخي نواحي وسيع‌ تر و در محل منافذ يا سوراخ هاي هسته‌اي که دو غشا پوشش هسته‌اي بهم مي ‌رسند وسعت فضاي دور هسته‌اي به صفر مي ‌رسد.

غشاي داخلي
 
غشايي زيستي به ضخامت حدود 60 تا 70 آنگستروم، شبيه غشاي شبکه آندو پلاسمي و فاقد ريبوزوم است. غشاي داخلي با واسطه پروتئين هاي لامينايي با کرو ماتين ارتباط دارد.

منافذ غشاي هسته
 
در پوشش هسته‌اي ساختمان هاي پروتئيني فعال و ويژه‌اي به اسم منافذ هسته‌اي وجود دارد. وجود اين منافذ بوسيله هرتويگ در سال 1876 براي اولين بار پيش‌بيني شد. قطر منافذ به اندازه‌اي است که به مولکول هاي پروتئين، انواع RNAها و حتي زير واحد‌هاي ريبوزومي اجازه عبور مي‌ دهد. پروتئين هاي سيتوپلاسمي که وارد هسته مي ‌شوند از جمله پروتئين هاي هيستوني داراي يک بخش نشانه هستند که به کمک آن از بازگشت آن ها به سيتوپلاسم جلوگيري مي ‌شود. منافذ هسته‌اي عبور يون هاي منفي را تسهيل مي ‌کنند. منافذ هسته‌اي ساختمان هاي دائمي و پايدار نيستند و متناسب با نياز سلول ايجاد يا ناپديد مي‌ شوند. در سلول هاي با فعاليت متابوليکي بالا که مبادله مواد بين هسته و سيتوپلاسم زياد است تعداد منافذ هسته نيز زياد است و در سلول هايي که تبادلات هسته و سيتوپلاسم کم است تعداد منافذ کاهش مي ‌يابد. هر منفذ بوسيله مجموعه‌اي از ذرات متراکم احاطه شده است. اين ساختمان هاي پروتئيني را بر روي هم مجموعه منفذي يا منفذ پيچيده هسته‌اي مي ‌نامند که شامل بخش هاي زير است. يک حلقه يا آنولوس که از 8 پروتئين گرانولي کناري تشکيل شده است و در سطح سيتوزولي قرار دارد. يک حلقه يا آنولوس که اين هم از 8 پروتئين گرانولي کناري تشکيل شده است و در سطح نوکلئوپلاسمي قرار دارد. کانال مرکزي يا درپوش که اين کانال محل عبور مواد مي ‌باشد و در مرکز منفذ قرار دارد. منفذ از ترکيباتي به نام Annular Material پر شده و به سمت نوکلئوپلاسم (شيره هسته) و سيتوپلاسم بيرون زده است.

 

 

شيره هسته(نوکلئوپلاسم يا کاريولنف)
 
شيره هسته مايعي است که درون هسته را پر کرده است و از نظر کلي شبيه سيتوزول و کمي متراکم‌تر از آن با PH اسيدي است. شيره هسته يا ماتريکس هسته حاوي آب 10 درصد از کل پروتئين هاي هسته‌اي، 30 درصد از کل RNA و 2 تا 5 درصد از کل فسفوليپيدهاي هسته‌اي را شامل مي‌ شود. مقدار کمي ليپيد و نيز مقداري گلوسيدهاي(قندها) موثر در تشکيل نوکلئوتيد مثل ريبوز و دزوکسي ريبوز در آن وجود دارند.

يون هاي موجود در شيره هسته

در شيره هسته يون هاي  وجود دارد. يون هاي  موجود در هسته ده برابر بيشتر از يون هاي موجود در سيتوپلاسم مي ‌باشد. و از اين لحاظ مساوي محيط خارج سلول است. يون در هسته براي نگهداري ساختمان مولکول DNA لازم مي ‌باشد. يون مانع تجمع هيستون ها بر روي DNA و اثري در جهت فعال کردن تنظيم بيان ژن و افزايش نسخه برداري دارد.

پروتئين هاي شيره هسته
 
اين پروتئين ها به دو گروه ساختماني شامل هيستون ها و تنظيمي شامل انواع غير هيستوني و آنزيمي تقسيم مي‌ شوند.

پروتامين ها: از مهم ترين پروتئين هاي موجود در شيره هسته سلول هاي جنسي و زايشي هستند که خاصيت قليايي دارند.
پروتئين هاي هيستوني: با دارا بودن خاصيت قليايي به DNA متصل شده و نوکلئوزوم ها يا واحدهاي تکراري DNA را مي‌ سازند.
پروتئين هاي غير هيستوني: داراي خاصيت اسيدي هستند.
پروتئين هاي آنزيمي: پروتئين هاي آنزيمي شيره هسته شامل DNA پليمرازها، RNA پليمرازها، ليگازها،DNase ،RNase ،GTPase ، ATPase، نوکلئوزيد فسفريلاز است.

ساختمان شيره هسته
 
شيره هسته يا نوکلئوپلاسم حاوي انواع گوناگوني از گرانول هاي بين کروماتيني و گرانول هاي اطراف کروماتيني است.

گرانول هاي بين کروماتيني(ICG): ذراتي است به قطر 20 تا 25 نانومتر که توسط رشته ‌هايي به يکديگر متصل شده‌اند و به فرم دستجاتي در فضاي بين کروماتين اکثر هسته‌ ها ديده مي ‌شود.
گرانول هاي اطراف کروماتيني(PCG): در اطراف هتروکروماتين متراکم قرار داشته و مانند گرانول هاي منفرد به نظر مي ‌آيند. اين گرانول ها به قطر 30 تا 50 نانومتر بوده و توسط گرانول هايي به قطر 25 نانومتر احاطه شده‌اند. اين گرانول ها در بسياري از هسته سلول ها ديده شده و از تراکم فيبرهاي بسته بندي شده به قطر 3 نانومتر تشکيل شده‌اند. اين گرانول ها از RNA داراي وزن مولکولي کم و ضريب رسوب 4،7s و حداقل 2 پروتئين تشکيل شده است.

اسکلت هسته‌اي
 
مجموعه منفذي شبکه لامينايي به علاوه اسکلت هسته‌اي دروني را روي هم اسکلت هسته‌اي گويند.

شبکه لامينايي
 
شبکه لامينائي يا لامين ها پروتئين هاي خاصي هستند که تريمرهايي تشکيل مي‌ دهند متشکل از سه مونومر که باA ،B ، C ياa ،b ، c معرفي مي ‌شوند. تريمر‌هاي لامينايي که از سه مونومرA ، B و C تشکيل يافته‌اند همانند شبکه تورينه‌اي بهم مي ‌پيوندند و اسکلت هسته‌اي را مي ‌سازند. بخش محيطي(اطرافي) اسکلت هسته‌اي تراکم بيشتري دارد و بخش دروني آن کم تراکم تر و داراي حالت اسفنجي است. شبکه لامينايي را اغلب شبکه بسيار ظريفي مي ‌دانند که در مقابل سطح دروني پوشش هسته‌اي قرار گرفته‌اند و با مجموعه ‌هاي منفذي اتصال هايي دارد. شبکه لامينايي ساختماني ظريف اما چسبنده دارد که پس از حذف پوشش هسته‌اي و حل کردن پروتئين و DNAي موجود در کروماتين بصورت پاکت نازکي باقي مي ‌ماند و اندازه و حالت هسته را حفظ مي ‌کند. لامين نقش ساختماني مهمي در تعيين شکل و وضعيت هسته بازي مي ‌کند. لامين ها مولکول هاي بسيار پايداري هستند. به حسب وضع لامين ها در طول تقسيم سلولي دو نوع لامين در نظر مي‌ گيرند. لامينايي که هميشه چسبيده به پوشش هسته‌اي باقي مي ‌ماند(لامين B در پستانداران) و آن هايي که هنگام تقسيم در سيتوپلاسم حل مي ‌شوند(لامين A و C در پستانداران). لامين ها به اندازه کافي بخش هاي آبگريز براي نفوذ به دو لايه ليپيدي غشاي داخل هسته را ندارند اما با واسطه يک نوع از پروتئين هاي درون غشايي به آن متصلند.

اسکلت هسته‌اي دروني

هنگامي که هسته ‌ها جدا شده از سلول بوسيله نوکلئازها از جمله DNase و RNase که به ترتيب DNA و RNA را هضم مي ‌کنند يا با محلول هاي نمکي قوي که پروتئين هاي کروي را حل مي‌ کنند، تيمار شوند يک شبکه سه بعدي درون هسته‌اي باقي مي ‌ماند که با ميکروسکوپ الکتروني قابل مشاهده است و در مجموعه شيره هسته پراکنده است. اين ساختمان را اسکلت دروني هسته‌اي مي ‌گويند. به نظر مي‌ رسد که اين شبکه براي سازمان‌يابي کروماتين مهم است. اسکلت هسته‌اي دروني از دو شبکه روي هم تشکيل شده است که عبارتند از: شبکه اول از پروتئين هاي رشته‌اي ساخته شده و نقش پشتيبان را براي شبکه دوم دارد. شبکه دوم از پروتئين هاي گويچه‌اي يا کروي ساخته شده که بين آن ها پروتئين هاي آنزيمي دخالت کننده در رونويسي و همانند سازي نيز در بين آن ها وجود دارد.

هستک
 
هستک در هسته انترفاز ديده مي ‌شود از مرحله پروفاز تا اوايل تلوفاز ديده نمي ‌شود. هستک يک اندامک درون هسته‌اي و بدون غشا در شيره هسته مي ‌باشد. تعداد معمول آن يک يا دو عدد در هسته هر سلول، گاهي چند عدد و در هسته اووسيت دوزيستان تعداد زيادي هستک وجود دارد هستک‌ ها اغلب کروي شکل و به صورت ذرات متراکم هستند. بين درشتي هستک و فعاليت بيوسنتزي پروتئيني سلول وابستگي وجود دارد. هر چه سلول ها داراي سنتز پروتئين بيشتر باشند هستک هاي درشت ‌تري دارند مثل اووسيت ها، سلول هاي ترشحي و نورون ها. در مقابل در اسپرماتيدها و سلول هاي عضلاني هستک ها کوچکترند. هستک حاوي RNA فراوان است و يک منطقه کروماتيني متراکم و کم و بيش حلقه‌دار اطراف هستک را احاطه مي ‌کند هستک جايگاه تشکيل ريبوزوم است.

کروماتين
 
ترکيب اصلي هسته، کروماتين است شبکه کروماتيني از درهم رفتن رشته ‌هاي کروماتيني تشکيل شده و اين رشته‌ ها در حقيقت حالت بسيار کم تراکم شده‌اي از کروموزوم‌ها هستند. رشد کروماتين يا DNAي انترفازي، مجموعه مولکولي پيچيده‌اي است که در آن DNA، داراي اطلاعات ژنتيکي و پروتئين هاي مختلف وابسته به آن نقش ساختماني يا عملي و نيز مقداري از RNAها وجود دارد.


برچسب‌ها:

تاريخ : شنبه 23 شهریور 1392 | 09:34 | نویسنده : gach | ارسال نظر(0)
 

:: زندگي و مرگ خيام
 

آرامگاه خیام که در محله کهن شادیاخ در نیشابور است.عمر خیام در سده پنجم هجری در نیشابور زاده شد. فقه را در میانسالی در محضر امام موفق نیشابوری آموخت؛ حدیث، تفسیر، فلسفه، حکمت و اختر شناسی را فراگرفت. برخی نوشته‌اند که او فلسفه را مستقیما از زبان یونانی فرا گرفته بود.

در حدود ۴۴۹ تحت حمایت و سرپرستی ابوطاهر، قاضی‌القضات سمرقند، کتابی دربارهٔ معادل‌های درجهٔ سوم به زبان عربی نوشت تحت نام رساله فی البراهین علی مسائل ‌الجبر و المقابله نظام الملک طوسی رابطه‌ای نیکو داشت، این کتاب را پس از نگارش به خواجه تقدیم کرد. پس از این دوران خیام به دعوت سلطان جلا‌الدین ملکشاه سلجوقی و وزیرش نظام ‌الملک به اصفهان می‌رود تا سرپرستی رصدخانهٔ اصفهان را به‌عهده گیرد. او هیجده سال در آن‌جا مقیم می‌شود. به مدیریت او زیج ملکشاهی تهیه می‌شود و در همین سال‌ها (حدود ۴۵۸) طرح اصلاح تقویم را تنظیم می‌کند. تقویم جلالی را تدوین کرد که به نام جلال الدین ملکشاه شهره‌است، اما پس از مرگ ملکشاه کاربستی نیافت. در این دوران خیام به‌عنوان اختربین در دربار خدمت می‌کرد هرچند به اختربینی اعتقادی نداشت.در همین سال‌ها(۴۵۶) مهم‌ترین و تاثیرگذارترین اثر ریاضی خود را با نام رساله فی شرح مااشکل من مصادرات اقلیدس را می‌نویسد و در آن خطوط موازی و نظریهٔ نسبت‌ها را شرح می‌دهد. پس از درگذشت ملکشاه و کشته شدن نظام‌الملک، خیام مورد بی‌مهری قرار گرفت و

مقبره خيام - نيشابور

کمک مالی به رصدخانه قطع شد بعد از سال ۴۷۹ اصفهان را به قصد اقامت در مرو که به عنوان پایتخت جدید سلجوقیان انتخاب شده بود، ترک کرد. احتمالا در آن‌جا میزان الحکم و قسطاس المستقیم را نوشت. رسالهٔ مشکلات الحساب (مسائلی در حساب) احتمالا در همین سال‌ها نوشته شده است.
خیام در زندگی زن نگرفت و همسر بر نگزید.
 

باغی که آرامگاه خیام در آن قرار دارد، تصویر از کنار آرامگاه امامزاده محروق گرفته شده‌است و در ورودی قدیمی این باغ در تصویر دیده می‌شود.مرگ خیام را میان سال‌های ۵۱۷-۵۲۰ هجری می‌دانند که در نیشابور اتفاق افتاد. گروهی از تذکره نویسان نیز وفات او را ۶۱۵ نوشته‌اند،اما پس از بررسیهای لازم مشخص گردیده که تاریخ وفات وی سال ۵۱۷ بوده‌است .مقبرهٔ وی هم اکنون در شهر نیشابور،در باغی که آرامگاه امامزاده محروق در آن واقع می‌باشد، قرار گرفته‌است.


برچسب‌ها:

تاريخ : شنبه 23 شهریور 1392 | 09:31 | نویسنده : gach | ارسال نظر(0)
 
برای پیدا کردن زاویه بین عقربه ساعت شمار و دقیقه شمار از فرمول زیر استفاده میشود.اگر پس از محاسبه زاویه از 180 درجه بیشتر شد عدد حاصل رو از 360 کم کنید تا زاویه به دست باید.


زاویه بین دو عقربه برابر است با:                                                   

                                               (  30*ساعت -5/5 *دقیقه)

مثلا برای ساعت 12:20  عدد 5/5 را در 20 و30را 12 ضرب کنید. و حاصل ضرب ها را از هم کم کنید.پاسخ زاویه بین عقربه ها میشه

توجه:فرمول را از سمت چپ بخوانید

 

 


برچسب‌ها:

تاريخ : شنبه 23 شهریور 1392 | 09:28 | نویسنده : gach | ارسال نظر(0)
 

 

 

 

 

نیکلای ایوانویچ لباچفسکی (Lobachevsky, Nikolay Ivanovich) از جمله اولین کسانی بود که قواعد هندسه اقلیدسی را که بیش از 2000 سال بر علوم مختلف ریاضی و فیزیک حاکم بود درهم شکست. کسی باورش نمی شد هنگامی که اروپا مرکز علم بود شخصی در گوشه ای از روسیه بتواند پایه های هندسه اقلیدسی را به لرزه در بیاورد و پایه های علم در قرن نوزدهم را پی ریزی کند.


خیال نداریم راجع به خود او صحبت کنیم بلکه می خواهیم بطور مختصر بیان کنیم که او چه کرد. در میان اصول هندسه اقلیدسی اصلی وجود دارد به اینصورت : از هر نقطه خارج یک خط نمی توان بیش از یک خط موازی ( در همان صفحه ای که خط و نقطه در آن قرار دارند) به موازات آن خط رسم کرد.

در طول سالها این اصل اقلیدس مشکل بزرگی برای ریاضی دانان بود. چرا که ظاهری شبیه به قضیه داشت تا اصل. مقایسه کنید آنرا با این اصل اقلیدس که می گوید بین هر دو نقطه می توان یک خط راست کشید و یا اینکه همه زوایای قائمه با هم برابر هستند.

حقیقت آن است که بسیاری از ریاضی دانان سعی کردند که این اصل اقلیدس را اثبات کنند اما متاسفانه هرگز این امر ممکن نشد. حتی خیام در برخی مقالات خود سعی در اثبات این اصل کرد اما او نیز همانند سایرین به نتیجه نرسید.

لباچفسکی (1792 - 1856) نیز همانند بسیاری از دانشمندان علوم ریاضی سعی در اثبات این اصل کرد و هنگامی که به نتیجه مطلوب نرسید نزد خود به این فکر فرو رفت که این چه هندسه ای است که بر پایه چنین اصل بی اعتباری استوار شده است. اما لباچفسکی در کوشش بعدی خود سعی کرد تا رابطه میان هندسه و دنیای واقعی را پیدا کند.

او معتقد بود اگر نتوانیم از سایر اصول هندسه اقلیدسی این اصل را ثابت کنیم باید به فکر مجموعه اصول دیگری برای هندسه باشیم. اصولی که در دنیای واقعی حضور دارند. او پس از بررسی های بسیار چنین بیان کرد :

از هر نقطه خارج یک خط می توان لااقل دو خط در همان صفحه به موازات خط رسم کرد

هر چند پس از این فرض بنظر می رسید که وی در ادامه به تناقض های بسیاری خواهد رسید اما او توانست بر اساس همین فرض و مفروضات قبلی اقلیدس به مجموعه جدید از اصول هندسی برسد که حاوی هیچگونه تناقضی نباشد. او پایه های هندسه ای را بنا نهاد که بعدها کمک بسیار زیادی به فیزیک و مکانیک غیر نیوتنی نمود.


برچسب‌ها:

تاريخ : شنبه 23 شهریور 1392 | 09:27 | نویسنده : gach | ارسال نظر(0)

من هم برايم بسيار جالب بود و دوست داشتم شما هم بدونيد.

عدد 373 همان عدد مورد نظر است . از هر طرف به آن نگاه كني عدد اول است. اگر يك رقم يك رقم در نظر بگيريم ،هر رقمي يك عدد اول است. و همينطور اگر دو رقم د و رقم در نظر بگيريم باز هم اعداد اول داريم. و خود عدد هم كه سه رقمي است نيز عددي اول است. پس به اين عدد ، عدد بسيار اول مي گوئيم .

جالب بود نه؟؟؟؟؟


برچسب‌ها:

تاريخ : شنبه 23 شهریور 1392 | 09:25 | نویسنده : gach | ارسال نظر(0)
صفحه قبل1...343536373839صفحه بعد
.: Weblog Themes By SlideTheme :.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران